عبد الجليل قزوينى رازى
544
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و كيف يخاف النّار من كان موقنا * بأنّ أمير المؤمنين قسيمها و چگونه تصنيف كند كسى كه نه از مذهب بد خود خبر دارد ، و نه از مذهب نيك مسلمانان آگاه باشد ، نه عرف « 1 » داند نه شرع « 2 » ، نه لغت نه اشتقاقات و معانى « 3 » تا از سر بغض علىّ مرتضى قلم در ميدان هذيان افكند و پندارد كه كس نيست كه آن سوداء طبع و حشو را « 4 » بحجّت مزلزل « 5 » گرداند آرى « يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ » درست است عذاب خداى تعالى فرمايد امّا در دوزخ زبانيه باشند لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ * عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ « 6 » خُذُوهُ فَغُلُّوهُ « 7 » خداى فرمايد امّا فرشتگان كنند آتش به حكم خداى باشد امّا در فرمان مرتضى كنند « 8 » پس اگر امير المؤمنين قسيم نار باشد همان حكم دارد ؛ تا آن شبهتها بدين حجّتها زايل باشد امّا از جاى انصاف « 9 » مفوّضه مجبّرهاند كه جمع قرآن قديم « 10 » را تفويض كردند بعثمان ، و امامت را كه ركن اعظم است تفويض كردند باحتيار امّت ، و شريعت را تفويض كردند بقياس و اجتهاد فقها ، و خداى تعالى را معزول كردند ازين سه شغل اعظم تا بدرستى مفوّضه باشند و خواجه مجبّر شايد كه لقب خود بر ديگرى ننهد .
--> ( 1 ) - ع م ب : « كسى كه از مذهب بد خود خبر ندارد » . ( 2 ) - ح د : « و نه شرع شناسد » . ( 3 ) - ح د : « و نه اشتقاق معانى داند » . ( 4 ) - ح د : « كه آن شوم شوخ طبع حشو را » . ( 5 ) - كذا در نسخ و شايد اصل « متزلزل » بوده است . ( 6 ) - آيهء 29 و 30 سورهء مباركهء مدثر . ( 7 ) - آيهء 30 سورهء مباركهء الحاقة . ( 8 ) - م : « كند » ح د : « باشد و كند » . ( 9 ) - ح د : « انصاف را » . ( 10 ) - گويا لفظ « قديم » در اينجا بنابر اعتقاد خصم آورده شده و الا شيعه قرآن را « محدث » مىدانند و جاى اين بحث بتفصيل در كتب كلام است و در اينجا اشاره بقول يك مفسر شيعى مىكنيم . ابو الفتوح ( ره ) در تفسير : « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ » ( آيهء سوم سورهء مباركهء انبياء ) گفته : « و مراد بذكر قرآن است بلا خلاف در ميان مفسران ، و در آيت دليل است بر حدوث قرآن براى آنكه اسم « محدث » بر او اجرا كرد بر اطلاق ، و « محدث » نقيض قديم باشد و اگر قرآن قديم بودى و خداى گفتى « محدث » است دروغ بودى ، اما قول بعضى اشاعره كه گفتند : مراد به « ذكر » محمد است از روى تعصب است » و نيز ابو الفتوح ( ره ) در تفسير « وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ » ( آيهء 5 سورهء مباركهء شعراء ) گفته : « آنگه آن را [ يعنى « ذكر » را ] وصف كرد به آنكه « محدث » است و « محدث » ضد قديم باشد ، آيت دليل بود بر بطلان قول آن كس كه قرآن را قديم گفت » و طالب تفصيل بموارد آن رجوع كند .